این باند غیر انسانی از اتباع ایرانی هدف كه در دام اهداف شیطانی آنها قرار گرفتهاند، میخواهند در زمینه اهداف آنها همكاری كنند وهرگونه خبر یا اطلاعی كه آنها درباره ایران مطالبه میكنند در اختیار آنها قرار دهند. در غیر اینصورت و عدم همكاری تهدید میشوند كه تصاویر مورد نظر را در اختیار خانواده های آنها یا سازمانهای امنیتی و انتظامی قرار خواهند داد.
طبقه بندی: اخبار،
و اما داستان واقعی این تصاویر عجیب و تکان دهنده در دنیای وحش:
یک صبح سه شنبه در حالی که عکاس به همراه تیم همراهش برای یافتن رد پایی از شیرها به سمت جنوب Madikawe حرکت می کنند به طور کاملا غیر منتظره با لاشه یک بز کوهی و شیری در حال نفس نفس زدن در کنار لاشه او روبرو می شوند. شیر که مشخص است تازه شکار خود را بر زمین زده است کنار لاشه حرکت می کند. اما بر خلاف آنچه انتظار می رود، شیر ماده شکار خود را نمی خورد. عکاس که از دور شاهد این ماجراست شروع به تصویر برداری می کند. در زیر تصاویر این حادثه نادر را می بینید:
ماده شیر و لاشه شکاری که تازه از نفس افتاده است.
اولین کار شیر بعد از شکار دریدن شکم شکار است. این را در تمام کتاب های جانورشناسی می توانید بیابید!
تا اینجا همه چیز مانند کتابهایی که خوانده ایم پیش می رود. دوستان من نیز در اتومبیل توسط دوربین دوچشمی و فیلمبرداری مشغول تماشای صحنه هستند. و ما این طور تصور می کنیم که شیر در حال خالی کردن محتویات شکم شکار خویش است. که ناگهان یکی از دوستان من فریاد می زند: آن محتویات شکم نیست!
و اینجا بود که ما متوجه شدیم بز کوهی آفریقایی کشته شده حامله بوده است.
و حالا در مقابل خود شیری را می بینم که طعمه کشته اش حامله بوده است. در این مواقع شیرها به کار خوردن خود ادامه می دهند البته اگر مشکلی پیش نیاید. و اما از اینجا به بعد بود که ما را به حیرت واداشت... ماده شیر جنین بز کوهی را به آرامی به زمین گذاشت و شروع به بوییدن او کرد.
زبان بدن برای یک ماده شیر و در موقعیت او بسیار عجیب بود. او از اتفاقی که افتاده بود سخت متحیر و مات و مبهوت بود. به اطراف خود نگاه می کرد تا ببیند آیا کسی برای کمک کردن هست...
بعد از مدتی ماده شیر به خالی کردن محویات شکم بز کوهی ادامه داد و در تمام مدت اینطور به نظر می رسید که سعی می کند تا حد امکان از جنین دور باشد...
بعد از مدتی دیگر و در حالی که هنوز هیچ قسمت از بند شکار خود را نخورده است، مجددا توجه اش به سمت جنین می رود و به آرامی او را از زمین بلند می کند.
او ایستاده است در حالی که جنین بز کوهی در دهانش است و برای مدتی به اطراف نگاه می کند. به همه جهت ها، شاید برای یافتن چیزی... و بعد از چند دقیقه به آرامی به سوی بیشه ای که در نزدیکی شکارش است حرکت می کند.
او مجددا می ایستد و جنین را به آرامی بر زمین می گذارد. و در تمام مدت با نگاهی هیجان زده و عصبی به اطراف نگاه می کند. سپس با نوک بینی به جنین ضربه می زند و به آرامی او را درست مانند توله هایش از پشت گردن میگیرد و بلند می کند...
او مجددا به اطرف نگاه می کند و به آهستگی به سمت بیشه می رود... با دقت به سمت بیشه زار پیش می رود جایی که تصمیم دارد جنین را در آنجا بگذارد. چندین بار به جنین ضربه می زند و در تمام مدت با حالتی نگران به اطراف نگاه می کند شاید انتظار کمکی یا خطری را می کشد...
بعد از چند دقیقه دوباره به سمت لاشه شکاری بر میگردد که هنوز چیزی از آن را نخورده است. کنار او می ایستد و سپس به آرامی همانجا دراز می کشد. شیر ماده به چه چیزی می اندیشد؟ چرا او این چنین عمل کرد؟
طبق گفته آقای Grey van der walt عکاس این صحنه شگفت آور، این یکی از عجیب ترین و خارق العاده ترین صحنه هایی بوده است که در حیات وحش و درطول عمر خود مشاهده کرده است.
طبقه بندی: عكس،
آزادی نهمین ورزشگاه بزرگ جهان

ورزشگاه آزادی تهران نهمین ورزشگاه بزرگ فوتبال دنیا برگزیده شد.
به نقل از سایت اخبار فوتبال جهان، ورزشگاه آزادی با داشتن گنجایش رسمی بالغ بر 90 هزار نفر تماشاگر، میزبان تماشاگرانی هم اندازه با ورزشگاه ویمبلی لندن است. این سایت در گزارش خود عنوان کرد: در ابتدای دهه 70 میلادی این ورزشگاه ساخته شده و به مرحله بهره برداری رسید که ابتدا میزبان پیکارهای آسیایی تهران شد و بعد در اختیار تیمهای باشگاهی همچون استقلال و پرسولیس تهران جهت انجام مسابقات خانگی قرار گرفت.
1- رونگرادو مایدی - پیونگیانگ، کره شمالی
گنجایش: 150 هزار نفر (این ورزشگاه در سال 1989افتتاح شد)
2- سالت لیگ ، کلکته هند
گنجایش: 120هزارنفر
3-آزتک مکزیکوسیتی،مکزیک
گنجایش: 105 هزار نفر
4-ملبورن کریکت گراند،ملبورن، استرالیا
گنجایش: 100.018 نفر
5- بوکیت جلال کوالالامپور،مالزی
گنجایش: 100 هزار نفر
6-نیوکمپ بارسلونا، اسپانیا
گنجایش: 98.772 نفر

7- ساکرسیتی ژوهانسبورگ، آفریقایجنوبی
ورزشگاه: 94.700 نفر
8-ویمبلی لندن، انگلیس
گنجایش: 90 هزار نفر
9- آزادی تهران، ایران
گنجایش: 90 هزار نفر
10-استادیو دو ماراکانا، ریودوژانیرو، برزیل
ورزشگاه: 88.992 نفر
طبقه بندی: اخبار، ورزشی،
كریس دی برگ در كنسرت آمستردام با مچ بند سبز(آیسان شایگان)
كریس دی برگ در ابتدای برنامه ضمن اشاره به حضور تعداد زیادی از جمعیت ایرانی حاضر در سالن گفت كه آرزو دارد روزی در ایران و برای مردم ایران كنسرت برگزار كند. وی ضمن اشاره به حوادث اخیر ایران از ندا به عنوان سمبل جنبش جوانان ایرانی نام برد و یكی از زیباترین آهنگ های خودش را در این كنسرت تقدیم به ندا كرد.. او برای ادای احترام و اعلام حمایت خودش از جنبش مردم ایران در همه طول برنامه دستبند جنبش سبز را به دست كرده بود.در طول برنامه كریس دی برگ چندبار با كلمات فارسی با حاضرین ایرانی صحبت كرد و آهنگ مشترك خودش با گروه آریان را یكی از بهترین تجربیاتش نامید و آن را اجرا كرد.







طبقه بندی: سیاسی، هنری،

این عكس كه به اشتباه به شكل گستردهای در سایتها و شبكههای خبری به جای عكس خانم ندا آقاسلطان كه در درگیریهای اخیر جان خود را از دست داده منتشر شده است متعلق به ندا آقا سلطان نیست بلکه متعلق به خانم ندا سلطانی است ظاهرا خانم ندا سلطانی در کشور یونان اقامت دارند و در تماسی با سفارت ایران در یونان و وزارت خارجه اعلام نموده اند عکسهایی که در شبکههای ماهوارهای و برخی از سایتها منتشر شده است عکسهای وی است! این خانم گفته که برای پیگیری این موضوع به زودی به تهران خواهد آمد

عکس خانم ندا آقا سلطان که ۳۰ خرداد ۸۸ در تجمعات منطقه امیرآباد تهران جان خود را از دست داد این است
طبقه بندی: سیاسی، اخبار، اجتماعی، عمومی، در لابلای خبرها، مذهبی، عكس، گوناگون،

ندا درخشان
ندا 25 ساله متولد ایران که در سن 13 سالگی به همراه پدر و مادر و سه برادر کوچکتر خود به کانادا مهاجرت می کنند. وی به همراه خانواده در حدود 1 سال در تورنتو زندگی کردند و سپس به دلیل انتقال شغل پدر به کالگری عزیمت کردند . در کالگری ندا دوستان جدیدی پیدا کرد و توانست دیپلم مدیریت بازرگانی خود را بگیرد و در یک انستیتو مالی مشغول به کار شود و البته امیدوار است که روزی بتواند به عنوان یک مشاور مالی در بیاید. ندا عاشق موزیک از همه نوع , رقص , شنا , اسب سواری و تفریح و گشت و گذار به همراه خانواده است.



آیلار مکی
آیلار متولد تهران می باشد که در 9 سالگی به همراه پدر و مادر و دو برادر کوچکتر خود به کانادا , شهر انتاریو مهاجرت می کند . خانواده آیلار پس از مدتی به کالگری کوچ کرده و آیلار تحصیلات خود را در این شهر ادامه داد. وی به زبانهای انگلیسی , فارسی و ترکی تسلط کامل دارد و در حال یادگیری زبانهای فرانسوی و ایتالیایی است . آیلار دانشجوی رشته تجارت بین االمللی با گرایش جامعه شناسی می باشد. وی در موسیقی و ورزش نیز استعدادهای خود را نشان داده و در نوجوانی سه سال متوالی برنده بهترین ورزشکار زن شده است . او به ورزش های فوتبال , والیبال وبسکتبال علاقه دارد و چندین مدال در رشته شنا نیز به دست آورده است. آیلار به موسیقی علاقه داشته و برای 14 سال است که پیانو مینوازد.

طناز آل سفر
طناز در ایران متولد شده و در زمان نوجوانی با خانواده به کانادا مهاجرت کرده است . به دوزبان فارسی و انگلیسی تکلم می نماید. در حال حاضر وی دانشجوی رشته ارتباطات در دانشگاه سیمون فریزر می باشد. طناز به ورزش های بسکتبال و فوتبال علاقه دارد و در دبیرستان عضو تیم بسکتبال و همچنین انجمن شعر دبیرستان بوده است. در زمان فراغت به سرودن شعر , آشپزی و رقص می پردازد و درحال فراگیری رقص شکم است.

سارا ساعی
سارا در کانادا بدنیا آمده و دارای ریشه ایرانی - بلژیکی می باشد , همین موضوع موجب پیشرفت و مهارت او در زمینه زبان و موضوعات سنتی و فرهنگی شده است . سارا خیلی مشتاق است که یک مدل , خواننده , یا هنرپیشه حرفه ایی بشود.

تارا مبین
تارا متولد شیراز , ایران می باشد در نوجوانی به همراه خانواده به کانادا مهاجرت کرده و در شهر تورنتو اقامت گزیدند . تارا در 17 سالگی شغل مدلینگ را شروع کرده ولی در حال حاضر داشنجوی دانشگاه تورنتو در دو رشته متفاوت فیزیک فضایی و زیست شناسی انسانی می باشد. تارا جوانترین عضو خانواده خود می باشد و مدرک آرایشگری نیز دارد. تارا دوسال پیش پدرش را در اثر سرطان کولون از دست داد و از آن زمان وی تلاش کرد از کوچکترین فرصت ها استفاده کند . تارا به شنا بسیار علاقه مند است و در سال 2000 مدال طلای مسابقات شنای استانی کانادا را به دست آورد و در سال 2002 توانست مقام اول المپیاد ریاضی را در استان خود کسب کند. وی به نقاشی نیز می پردازد و در این رشته در سال 2001 توانست مقام سوم مسابقات نقاشی با رنگ روغن را به دست بیاورد.
طبقه بندی: مد، متنوع، هنری، خودم،
اگر چشم مدخل روح باشد، آنوقت میتوان گفت که لب هم
راهرو ذهن اسـت. مــا افکار خود را با یک لبخند انتقال می
دهیم، عشق را در کلمـات می گنجانیم و علایق خود را با
بوسه ابراز می نماییم. در یک بوسه مطالب عمیقی وجود
دارد که بیان آن ها فرای لغات و کلمات است.
بوسه و فواید بوسیدن
بوسه زمانی ایجاد می شود که زوجین برای اولین بار به هم نزدیک می شوند، پس کاملاً طبیعی است که دو طرف کمی مضطرب شده و عصبی شوند.
از یک منبع با نویسنده بی نام"کتاب بوسه ها" اینطور برداشت می شود که: "بوسه یک عمل کاملاً دو طرفه بوده؛ تا ندهید نمی توانید بگیرید و بالعکس."
در یک کتاب دیگر هم اینطور نوشته شده که زمانیکه احساس میکنید تمایل دارید تا همسرتان را ببوسید این کار را انجام دهید، لازم نیست حتماً صبر کنید تا او را بهتر بشناسید، او را ببوسید و به مرور زمان می توانید او را بهتر بشناسید. یکی از مواردی که زیبایی بوسه را چند برابر می کند این است که در همه ی زبان ها و مذاهب قابل درک می باشد.
پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم شناسی دانشگاه تکزاز اظهار می دارد که: "اولین بوسه عاشقانه برمی گردد به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. پیش از این زمان هیچ مدرک دیگری دال بر وجود بوسه های عاشقانه وجود نداشت. کلیه این نتایج از روی لوح های گلی، نقاشی روی دیواره های غارها و یا نوشته های روی پوست حیوانات بدست آمده است.
بیرنت معتقد است که تماس نزدیک و فشار بینی ها به یکدیگر از همان 1500 سال قبل از میلاد مسیح مرسوم بوده است.
اما بوسه ای که امروزه به این شکل رواج پیدا کرده، برای اولین بار در میان رومی ها شهرت پیدا کرد. رومی ها در هنگام سلام کردن یکدیگر را می بوسیدند، انگشتر و حلقه ای که بر دست رهبران قومشان بوده را می بوسیدند و مجسمه های خدایان خود را نیز می بوسیدند و با این کار مطیع بودن و حس احترام خود را به طرف مقابل انتقال می دادند.
رومی ها به سرعت متوجه شدند که بوسه در شرایط مختلف می تواند معانی متفاوتی را در بر داشته باشد، به همین دلیل برای انواع بوسه ها، نام های مختلفی انتخاب کردند. به عنوان مثال اسکیولیم: بوسه از روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت، و سویولیم: بوسه عمیق که این روزها به French Kiss مشهور شده است.
از آن به بعد بود که ادیان مختلف شروع به تحریم بوسه نموده و آنرا به عنوان یک گناه نابخشودنی اعلام کردند، اما به هر حال قدرت بوسه بیشتر بود و همچنان به قوت خود باقی مانده است.
اگر بخواهیم این پدیده را از نظر علمی ریشه یابی کنیم، می توانیم بگوییم که بوسیدن به طور طبیعی باعث می شود تا ذهن آکسی توسین بیشتری ترشح کند، این هورمون سبب می شود در هنگام بوسیدن احساس خوبی به ما دست بدهد و دانشمندان معتقدند که ماهیت وجودی انسان به گونه ای است که در صورت تجربه یک بوسه منتظر بوسه ی بعدی خواهد بود. زمانیکه در وضعیت بوسیدن قرار می گیرد، غدد موجود در داخل دهان و جداره لب ها ماده شیمیایی را ترشح می کنند که همین ماده سبب ایجاد تمایل فرد به ادامه بوسیدن می شود.
در تحقیقی که در سال 1997 در دانشگاه پرینستون انجام شد، محققان به این نتیجه دست پیدا کردند که مغز انسان دارای سلول های عصبی است که فرد را قادر می سازد تا در تاریکی لب های معشوقه اش را پیدا کند. تعجبی وجود ندارد که چرا بسیاری از زوج ها از بوسیدن یکدیگر در مکان های تاریک و کم نور لذب بیشتری می برند.
پزشکان و روانپزشکان آلمانی در پی پژوهش های گسترده خود در این باره به این نتیجه رسیده اند که افرادی که هر روز صبح قبل از ترک کردن خانه، همسر خود را میبوسند کمتر دچار بیماری می شوند.
همچنین افرادی که پس از بوسیدن خانه را ترک می کنند، کمتر احتمال وقوع تصادف دارند، 20 تا 30 درصد درآمد بیشتری نسبت به سایرین دارند و به طور متوسط 5 سال بیش از هم سن و سال های خود عمر می کنند. دکتر آرتور سازبو یکی از افرادی که در در این تحقیقات نقش فعالی داشته معتقد است یکی از دلایل اصلی موفقیت تعداد بسیار زیادی از افراد این است که روز خود را با یک نگرش مثبت و دلچسب شروع میکنند و چه چیز می تواند مانند یک بوسه در انسان یک نگرش مثبت ایجاد کند.
بنابراین اگر شما می خواهید خوشحال، سلامت، و موفق، بوده و عمر طولانی داشته باشید، باید کسی را که دوستش می دارید هر روز صبح، پیش از اینکه خانه را به قصد محل کار خود ترک کنید، ببوسید.
سایر مزایا
محافظت از دندان ها و جلوگیری از پوسیدگی
دکتر پیتر گوردن رئیس اتحادیه دندانپزشکان انگستان اظهار می دارد: "پس از غذا خوردن، دهان پر از مواد شیرین شده و بزاق دهان حالت اسیدی پیدا می کند، این امر باعث بوجود آمدن پلاک بر روی دندان ها می شود. بوسیدن یک فرایند پاک کننده طبیعی است که به حفظ سلامت دندان ها کمک می کند، جریان بزاق دهان را افزایش بخشیده، و درصد ایجاد پلاک بر روی دندان ها را تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد." من خودم این سوال ر از دندانپزشکم پرسیدم، او در ابتدا قدری خجالت کشید، اما نهایتاً صحت گفته های مرا تایید کرد.
از بین بردن استرس
یک بوسه عاشقانه، بهترین روش برای ریلکس شدن و از بین بردن استرس محسوب می شود. مایکل کی مکناب، مشاور روانی معتقد است: "زمانیکه لب ها در حالت بوسیدن قرار می گیرند، تقریباً دهان حالت لبخند زدن را به خود می گیرد، و از آنجایی که احساسات و حرکات بدنی انسان با هم ارتباط نزدیکی دارند، تقریباً غیر ممکن است که یک نفر هم لبخند بزند و هم استرس داشته باشد. در عین حال باید به این نکته هم توجه داشت که تنفس در زمان بوسیدن عمیق تر می شود، عضلات چشم شل شده و در راحت ترین حالت خود قرار می گیرند. این امر بهترین تکنیک برای قطع ارتباط با دنیای پر هیاهوی بیرونی و ریلکس شدن است.
کاهش وزن
چه مدت می توانید این کار را انجام دهید؟ برای اینکه تنها نیم کیلو وزن کم کنید باید 3000 کالری بسوزانید، یعنی چیزی در حدود 30000دقیقه یا همان 500 ساعت. یک بوسه عمیق و طولانی به شدت متابولیسم بدن را افزایش می دهد و سبب می شود تا مواد قندی با سرعت بیشتری در بدن سوزانده شوند. میزان کالری مصرفی، به شدت بوسه بستگی دارد، اما به طور متوسط می توان گفت که در هر 10 دقیقه 10 کالری مصرف می شود.
تاخیر در فرایند پیری
این مورد یکی از مهم ترین مزایای بوسیدن به شمار می رود. بوسیدن به شما کمک میکند تا قدرت ماهیچه های فک و چانه همچنان حفظ شود، به همین دلیل میزان ایجاد چین و چروک در آنها پایین کاهش پیدا می کند.
ایجاد و افزایش تناسب اندام
خوب بهانه ای خوبی برای ورزش نکردن دستتان دادیم! در حین بوسیدن، قلب تند تر می تپد و ضربان آن افزایش پیدا می کند، در این زمان آدرنالین بیشتری آزاد شده و خون با سرعت بیشتری به تمام نقاط بدن پمپاژ می شود. می توان اظهار داشت که بوسیدن از جمله بهترین تمرین های قلبی – عروقی است.
تکلیفتان را با طرف مقابل روشن می کند
در حین بوسیدن می توانید نیازهای جنسی همسرتان را ارزیابی کنید و ببینید تمایلی به ادامه ارتباط دارد یا خیر. روانشناسان معتقدند که اولین بوسه این امکان را برای شما فراهم می آورد که ببینید آیا با طرف مقابل همخوانی دارید یا نه. به نظر می رسد که "بو" تاثیر به یاد ماندنی در ضمیرناخودآگاه انسان ها بر جای می گذارد، بنابراین با تجربه اولین بوسه می توانید تشخیص دهید که فریون شما با شخص مقابل هماهنگی دارد یا خیر و اگر اینچنین نبود در همان آغاز می توانید ارتباط خود را با او خاتمه بخشید.
افزایش اعتماد به نفس
البته اول مطمئن شوید که دندان هایتان ارتودنسی ندارند چون امکان آسیب رسیدن به دندان های خودتان و دهان طرف مقابل وجود دارد. به هر حال یک بوسه عاشقانه می تواند حس خوبی را در شما ایجاد کند. به صورت تئوری می توان این موضوع را اینچنین توضیح داد که در زمان بوسیدن، خوشحال هستید، و وقتی هم که خوشحال باشید احساس خوبی نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد و این امر سبب افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس شما می شود.
نـویسنده کتاب "عشق و رابـطه جنسی"، دکتــر جان فری
مـعتقد است: "بوسیدن هنر است و نشان دهنده یک نوع
بیان فردی و کاملاً شخصی از عشق و محبت می باشد."
طبقه بندی: اجتماعی،
در حالی كه حدود یك هفته از اعلام «نتایج رسمی» انتخابات ریاست جمهوری دهم میگذرد، بررسیها نشان میدهد كه تاكنون فقط مقامات و دولتهای 11 كشور به آقای احمدینژاد تبریك گفتهاند و سران و دولتهای 181 كشور دیگر عضو سازمان ملل حداقل تاكنون از ارسال پیام تبریك به رئیس دولت نهم خودداری كردهاند.
به گزارش «موج سوم» به نقل «شهابنیوز» محمود احمدینژاد در تابستان سال گذشته تاكید كرده بود كه «ایران یك قدرت جهانی است» و استدلال آورده بود كه دولت نهم با «200 كشور دنیا روابط خوب اقتصادی و سیاسی دارد». صرفنظر از این كه تعداد كشورهای عضو سازمان ملل متحد 192 كشور است و خبرنگار شهابنیوز هنوز به نام و موقعیت جغرافیایی 8 كشور دیگر پی نبرده است؛ نگاهی اجمالی به وبسایت رسمی ریاست جمهوری نشان میدهد كه طی 6 روز گذشته فقط 11 كشور دنیا به آقای احمدینژاد تبریك گفتهاند و 180 كشور دیگر (سایر اعضای سازمان ملل منهای رژیم اسرائیل) از ارسال پیام تبریك خودداری كردهاند.
البته این فرضیه وجود دارد كه كشورهای دنیا با توجه به شبهات بسیار جدی و سئوالات موجود درباره نتایج رسمی انتخابات ریاست جمهوری، احتمال داده باشند كه نتایج انتخابات تغییر كند و به همین دلیل از ارسال پیام تبریك خودداری كردهاند. همچنان كه تقریباً تمام كشورهای غربی مواضعی منفی درباره انتخابات ریاست جمهوری و «نتایج رسمی» آن اتخاذ كردهاند. با این حال برای یك مقایسه اجمالی بد نیست كه بدانید در فاصله 72 ساعت پس از پیروزی حامد كرزی در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، سران 147 كشور دنیا برای وی پیام تبریك فرستادند یا در فاصله سه روز پس از پیروزی باراك اوباما در انتخابات آمریكا، سران 163 كشور جهان به وی تبریك گفتند.
گفتنی است طی 6 روز گذشته اكثریت مراجع عظام تقلید (به غیر از آیتالله نوری همدانی) نیز از ارسال پیام تبریك برای آقای احمدینژاد خودداری كردهاند.
اسامی كشورهایی كه طی 6 روز گذشته به آقای احمدینژاد تبریك گفتهاند، بر اساس اطلاعات مندرج در سایت رسمی ریاست جمهوری (www.president.ir) به شرح زیر است:
تبریكهای مكتوب
1ـ رییس جمهوری تاجیكستان
2ـ رییس جمهوری ارمنستان
3ـ پادشاه عمان
4ـ رییس جمهوری روسیه
5ـ رییس جمهوری خلق چین
تبریكهای تلفنی
6ـ رییسجمهوری آذربایجان
7 ـ امیر قطر
8ـ رییس جمهوری افغانستان
9 ـ نخست وزیر تركیه
10ـ رییس جمهوری پاكستان
11ـ رئیس جمهوری ونزوئلا
علاوه بر كشورها و دولتهای فوق؛ دبیركل حزبالله لبنان و دبیر كل سازمان كنفرانس اسلامی نیز به آقای احمدینژاد تبریك گفتهاند
طبقه بندی: اخبار،
چند روز است که خواب راحت ندارم و هر شب چهره آن مرد سالخورده ای به خوابم می آید که فریاد می زند: «ای مردم به من کمک کنید، من به خاطر شما دختر دلبندم را از دست دادم». چهره او را به وضوح می بینم که ناتوائی و اندوه بر آن مسلط شده و زار می زند و کمک می طلبد.
خواستم مهر خاموشی بر لب بزنم. واقعیت آن است که ترسم برداشته و از انتقام جوئی ماموران حکومت هراس دارم و نمی خواهم شغل خود را از دست بدهم و به زندان افتم و شکنجه شوم.
روزهای متمادی با وجدان خویش در کشاکش بودم که آیا این مطلب را برایتان بفرستم و یا خفقان بگیرم و چیزی نگویم.
ولی امروز (دوشنبه 8 تیر) هنگامی که شنیدم احمدی نژاد نامه ای به قوه قضائیه نوشته که قتل آن دختر بی گناه و بی دفاع را پی گیری کنند، و کشتن او را به عوامل مخالف حکومت نسبت داده، آتش گرفتم و دیدم که بیش از این نمی توانم ساکت بمانم و اگر درد دلم را فریاد نکنم، کارم به تیمارستان می کشد. آخر تا چه حد می توان سکوت کرد و دم برنیاورد؟
سخن کوتاه کنم و زخم دل خود را بگشایم و با شما و دیگر هموطنانم در میان گذارم: من در فرودگاه امام خمینی پست امنیتی حساسی دارم. ببخشید اگر برخی جزئیات را تغییر می دهم که حکومت نتواند به هویت من پی ببرد.
ولی روز چهارشنبه گذشته (سوم تیر) بر حسب ماموریتی که داشتم، در کنار هواپیمای ترکیش ارویز (شرکت هواپیمائی ترکیه) که از آنکارا می آمد مواظب پیاده شدن مسافران بودم.
مرد سالخورده و مو سفیدی که بسیار آشفته به نظر می رسید از پلکان پائین آمد و فریاد می زد "من پدر ندا هستم، من آقا سلطان هستم، دخترم را کشتند، ای مردم به من کمک کنید".
اول درک نکردم چه می گوید. لهجه غلیظ ترکی داشت. ولی مرتبا این جمله را تکرار می کرد. به طرف ماموران رفت و یکی از پیرمردها را در آغوش کشید و همچنان فریاد می زد "من پدر ندا هستم. دخترم را کشتند. ای مردم به من کمک کنید".
پدر ندا آقا سلطان بود. از ترکیه باز می گشت تا در مرگ دخترش به سوگ بنشیند. عجز و بیچارگی از چهره اش می بارید. دقیقا نمی دانست چه بگوید. همان جمله را مرتبا تکرار می کرد.
پیش از آن که همه مسافران پیاده شوند، فورا او را گرفتند و با ضربات باتوم کوشیدند او را خاموش کنند و وقتی نتوانستند، دست و پایش را گرفتند و این مرد سالخورده و ناتوان را کشان کشان به بازداشتگاه بردند.
بر حسب وظیفه، نمی توانستم از کنار هواپیما تکان بخورم و ناچار بودم همچنان به کنترل مسافران بپردازم.
ولی دیدن مردی که این چنین نعره می کشید و مصیبت خود را فریاد می کرد، هرگز از ذهن من دور نخواهد شد.
یکی دو روز بعد بود که او را در تلویزیون دیدم. معلوم بود که خیلی به او فشار آورده بودند. خیلی تهدیدش کرده بودند. از دوستانم که در امور امنیتی کار می کنند، شنیدم که او را تهدید کرده بودند که اگر چیزی هائی را که رژیم می خواهد، در تلویزیون نگوید، جان خود و زنش و بچه های دیگرش را به خطر می اندازد.
آقا سلطان با همان لهجه غلیظ ترکی، همان جملاتی را که توی دهانش گذاشته بودند تکرار کرد و گفت "دخترم را منافقین کشته اند".
حالا هم احمدی نژاد به قوه قضائیه نامه می نویسد که جریان را پیگیری کنید. نه آن که دلش به حال ندا سوخته باشد و بخواهد عدالت اجرا شود و قاتل شناسائی و مجازات گردد. بلکه خودش نوشته است که چون این قضیه در دنیا خیلی سر و صدا به راه انداخته و آبروی حکومت را سخت برده ، پس بیاید قوه قضائیه و به هر ترتیبی این قضیه را ماست مالی کند و گناه این جنایت را به گردن خود مردم، و یا به گردن منافقین و صهیونیستها و آمریکا و انگلیس و بهائیان و سلطنت طلبان و ضدانقلاب و دیگران بیاندازد – همان گونه که در مورد بسیاری دیگر از حوادث ادعا کرده و می کند.
من می دانم که علاوه بر ندا، دهها نفر دیگر از مردم آزادی خواه کشور ما در تظاهرات کشته شده اند. می دانم که هزاران نفر دستگیر شده اند. می دانم که حکومت بیشترین تلاش را خواهد کرد تا صدای مردم را کاملا خاموش کند.
من از شما و همه ایرانیان برون مرزی انتظار دارم، نگذارید خون ندا لوث شود، نگذارید فریاد دادخواهی مردم ایران خاموش شود. ما اکنون در شرائطی هستیم که هر گونه حمایت شما ایرانیان خارج از کشور و هر سخنی که در دنیا در دفاع از ما بیان شود، موجب دلگرمی مردم و قوت گرفتن مبارزه آن ها می شود.
شنیدم که خانواده ندا آقاسلطان را تنها به این گناه که از دستور حکومت سرپیچی کرده و برای فرزند خود مراسم ترحیم برگزار کرده اند، از خانه شان بیرون انداخته و آواره کرده اند. راستش، آن قدر ترسیدم که جرات نکردم از دوستان اطلاعاتی خود آدرس آن ها را بپرسم و بروم ببینم که تا چه حد این خبر درست است. ولی از این افراد بی رحم و بی وجدان هرچه بگوئید بر می آید.
خودم به چشمان خودم دیدم که بیست نفر از مادرهای داغدار را که در سوگ فرزندان جان باخته خود در پارک لاله گرد آمده بودند، چگونه لت و پار کردند.
نگذارید، ای مردم! به کمک نیاز داریم! به فریاد آن مرد سالخورده گوش فرا دهید و نگذارید ایران نابود شود.
طبقه بندی: سیاسی، اخبار، اجتماعی،

متن نامهی دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی به این شرح است.
جناب آقای مهندس عزت الله ضرغامی
رئیس محترم سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی
با سلام و احترام
در پی مناظره شب گذشته مورخ 13/3/888 در شبکه سه سیما، میان جناب آقای محمود احمدی نژاد و جناب آقای میرحسین موسوی و نسبت دادن دروغ ها و تهمت های مکرر به شخص آیت الله هاشمی رفسنجانی و فرزندان ایشان و ایجاد شبهه در فضای انتخاباتی توسط آقای احمدی نژاد که فرصت دفاع و پاسخگویی نیز وجود نداشت، خواهشمند است دستور فرمایید قبل از اتمام مهلت، در اسرع وقت فرصتی مناسب در همان شبکه، جهت پاسخگویی و شفاف سازی در خصوص موارد کذب ادعا شده فراهم گردد.
دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی
طبقه بندی: سیاسی،
باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، امروز پنج شنبه پیش از سخنرانی در دانشگاه قاهره از مسجد «سلطان حسن» بازدید کرد.

به نقل از عصر ایران اوباما که برای ایراد یک سخنرانی درباره جهان اسلام به مصر سفر کرده است امروز پیش از حضور در دانشگاه قاهره به مدت نیم ساعت همراه با هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا از مسجد قدیمی «سلطان حسن» در شهر قاهره دیدن کرد.
حسنی مبارک، رئیس جمهور مصر و خانم «ایمان عبدالفتاح»، یک تبعه آمریکایی – مصری، رئیس جمهور و وزیر خارجه آمریکا را در جریان این بازدید همراهی می کردند. کلینتون در طول بازدید از این مسجد یک روسری بر سر کرده بود.
گفتنی است مسجد سلطان حسن در سال ۷۶۲ هجری قمری برابر با سال ۱۳۶۱ پس از میلاد مسیح در شهر قاهره ساخته شده است.
در این مسجد چهار اتاق بزرگ طاق دار وجود دارند که به حیاط اندرونی باز میشوند و از آنها همچون شبستان و جایگاه موعظه استفاده میشود و نیز مدرسه ها و حجره های طلاب علوم و آرامگاه سلطان. ابعاد اصلی این مسجد ۱۵۰ در ۶۸ متر است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس و رویترز، تصاویری از بازدید اوباما و کلینتون از این مسجد را منتشر کرده اند:








طبقه بندی: اخبار،
آموزنده

اعصابم خورده، بدهكارم ، گرفتارم و ...
اگه كمی و فقط كمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را كمی بهتر كنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی كه معلوم نیست كی باشد نباشیم...در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور کنید ...
1-گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
2 -سعی كنیم بیشتر بخندیم.
3- تلاش كنیم كمتر گله كنیم.
4 - با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.
5 -گاهی هدیههایی كه گرفتهایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.
6 - بیشتردعا كنیم.
7 -در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت كنیم.
8- هر از گاهی نفس عمیق بكشیم.
9- لذت عطسه كردن را حس كنیم.
10- قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم.
11- زیر دوش آواز بخوانیم.
12-سعی كنیم با حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .
13- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.
14- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.
15- برای انجام كارهایی كه ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامهریزی كنیم!
16- از تفكردرباره تناقضات لذت ببریم.
17- برای كارهایمان برنامهریزی كنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته كار مشكلی است!
18- مجموعهای از یك چیز (تمبر، برگ، سنگ، كتاب و... برای خودمان جمعآوری كنیم.
19- در یك روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.
20- گاهی در حوض یا استخر شنا كنیم، البته اگر كنار ماهیها باشد چه بهتر.
21- گاهی از درخت بالا برویم.
22- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.
23- گاهی كمی پابرهنه راه برویم!.
24- بدون آن كه مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی كنیم.
25- وقتی كارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یك بستنی بخریم و با لذت بخوریم
26- در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا كنیم.
27- سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به طور فعال گوش كنیم.
28- رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .
29- وقتی از خواب بیدار میشویم، زنده بودن را حس كنیم.
30- زیر باران راه برویم.
31- كمتر حرف بزنیم و بیشترگوش كنیم ..
32- قبل از آن كه مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش كنیم و مراقب تغذیه خود باشیم .
33- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.
34- اگر توانستیم گاهی كنار رودخانه بنشینیم و در سكوت به صدای آب گوش كنیم.
35- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.
36- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نكنیم.
37- به دنیای شعر و ادبیات نزدیك تر شویم.
38- گاهی از دیدن یك فیلم در كنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.
39- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه كنیم.
40- از هر آنچه كه داریم خود و دیگران استفاده كنیم ممكن است فردا دیر باشد
طبقه بندی: پزشكی، آموزشی،
لحظه برگزیده من در مناظره خیلی خوب میرحسین موسوی با احمدینژاد لحظهای بود كه میرحسین، متین و قاطع و دوستداشتنی انگشت اشارهاش را به سوی احمدینژاد و جوسازیها و مظلومنماییها و دروغگوییهایش گرفت و خطاب به دوربین – مردم – گفت : « من برای تغییر همین فضاست كه آمدهام.من میخواهم همین چیزهایی را كه دارید میبینید عوض كنم.»
مناظره كاملا در اختیار میرحسین بود، او فقط نقد میكرد و جواب خالهزنكبازیهای احمدینژاد را هم نمیداد و احمدینژاد هم فقط مجبور بود دفاع كند.این شاید بیسابقهترین مناظره زنده علنی در تاریخچه جمهوری اسلامی ایران بود كه خیلی خوب وجوه برجسته هر دو طرف را به نمایش گذاشت.بیطاقتی ، فرافكنی، عوامفریبی و بیتجربگی احمدینژاد در برابر متانت غیرقابل انكار، تسلط بر بحث، نگاه از بالا و صداقت و تجربه میرحسین موسوی.شاهكار ماجرا هم كه دفاع جانانه میرحسین بود از خانم رهنورد در برابر لوسبازی سبك احمدینژاد كه آدم را متاسف میكرد.
حاصل مناظره جلب توجه بیشتر بود به تشخص كممانند میرحسین موسوی و البته جلب توجه بیشتر به «دز» خلقیات خالهزنكی آقای احمدینژاد كه به جای پاسخگویی به انتقادهای خیلی جدی و مهم میرحسین این در و آن در میزد و پرونده جور میكرد و به این و آن میپرید و پای هاشمی و ناطق نوری و پسرها و دخترها و خلاصه همه كسشان را كشید وسط ماجرا و آخرش هم نتوانست یك كلمه حرف حسابی بزند و خب وقتی آدم نتواند حرف درست و حسابی بزند دروغ میبافد به هم درباره آزادی مطبوعات و مدرك تحصیلی این و آن و آمار تورم و موقعیت ایران در جهان و… خوشحالم كه احمدینژاد در این مناظره خیلی خوب نشان داد كه استعدادش برای نوشتن سرمقالههای « كیهان » بیشتر است تا ریاستجمهوری.خوشحالم كه میرحسین در این مناظره بیسابقه پیروز شد و به حق هم پیروز شد و نمونه كامل متانتی بود كه ما چهار سال است در این كشور كم داریم
فهیمه خضرحیدری – خبرنگار
طبقه بندی: اجتماعی، سیاسی،
با هر مشکلی که بود از طریق سایت اینترنتی صدا و سیمای ایران مناظره میر حسین موسوی و احمدی نژاد را دیدم.توجه به چند نکته جالب است:
در این مناظره احمدی نژاد روحیه مستبدانه خود را نشان داد و به زمین و زمان اهانت کرد. به ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام و خانواده ایشان به آقای ناطق نوری و ... عملا" توهین نمود. راستی مگر نه این است که شاءن و رتبه مسئولیتی مجمع تشخیص مصلحت نظام از مجلس و شورای نگهبان بالاتر است؟ پس چطور است که رهبری متوجه این مفاسد اقتصادی در آقای هاشمی نمی باشد و او را به ریاست مجمعی قرار داده که خود رئیس جمهور در آن حضور دارد؟ یا رهبری به این اتهامات احمدی نژاد اعتقاد دارد که در آن صورت باید بپرسیم چرا آقای هاشمی را خلع نمی کند و یا این سخنان و اتهامات احمدی نژاد را قبول ندارد که این نشان دهنده عدم همفکری رهبری با احمدی نژاد است. اما چیزی که برای من جالب بود این است که احمدی نژاد برای دفاع از دولت ضعیف خود هیچ حریمی را محفوظ نگه نداشت و جناب ناطق نوری یکی از بزرگترین یاران رهبر و اعضای برجسته منسوب به جناح راست را نیز از افتراهای خود مصون نداشت.
وی در سخنان خود اعلام کرد در دولت ما آزادی بیان بوده و بارها علیه این دولت مطلب گفته شده و هیچ روزنامه ای تعطیل نشده است.
عجبا دروغگویی هم حدی دارد. هنوز یک ماه از تعطیلی روزنامه یاس نو نگذشته است. روزنامه ای که در آستانه انتشار فقط و فقط دومین شماره اش به جرم حمایت از یار صدیق امام میر حسین موسوی تعطیل شد. عجب !!!!!این رئیس جمهور چقدر تحمل ندای مخالف را دارد و چقدر راستگو است.
وی اعلام کرد که مدرکهای نادرست و بی اعتبار شروعش در زمان دولتهای قبلی بوده بر فرض محال که این سخن درست باشد چرا احمدی نژاد چنین فردی (کردان) را به سمت مسئول بزرگترین وزارتخانه ش انتخاب کرد؟ روءسای جمهور قبلی هرگز چنین اشتباه مفتضحانه ای نکرده بودند. شاید هدفش این بوده که در چنین روزهایی که محبوبیتی نزد مردم ندارد کردان عصاتی دستش باشد تا همانند مدرک قلابیش برای احمدی نژاد راءی قلابی تهیه کند.
احمدی نژاد همچنین تعداد سفرهای خود به خارج و سفرهای روءسای کشورها به ایران را در زمان خود بی نظیر خواند.
من فکر می کنم این مسخره ترین کلامی است که از وی صادر شد. مگر رئیس جمهور به جز دیدار با رهبران چند کشور از جمله جزایر قمر ,نیکاراگوئه ,ونزئولا ,اکوادور و چند کشور بی نام نشان با کس دیگری هم دیدار کرده ؟ چند بار او را به اروپا دعوت کردند؟ ۲ بار یک بار به رم که آنهم میزبانش سازمان کشاورزی فائو و بار دیگر به سوئیس که به دعوت سازمان ملل بود که ای کاش به آنجا نمی رفت تا سیلویو برلوسکونی نخست وزیر ایتالیا با عدم دعوت وی به میهمانی شام آبروی ایران و ایرانی را نمی برد. اما خاتمی عزیز ما به اکتر کشورهای جهان سفر کرده و با افتخار نام ایران را در جهان مطرح کرد اما گویا احمدی نژاد آلزایمر گرفته و همه را به فراموشی سپرده است.

قدرت تحمل نظر مخالف نیز جالب بود. احمدی نژاد بر خلاف عرف برنامه های تلویزیونی یک بار دز وسط سخنان مهندس موسوی پرید تا نشان دهد چقدر به مقررات و رعایت حق دیگرا ن پایبند است.!!!!!!!
آنچه که من در این مناظره دیدم حرفهای تکراری از سوی احمدی نژاد و بحثهای غیر مرتبط بود . وی نشان داد که در جایی که به بن بست می رسد هیچ خط قرمزی را رعایت نمی کند و اگر کمی دیگر فرصت داشت هیچ بعید نبود که به جای دفاع از خود چندین انسان شریف دیگر را آماج تهمتهای بی اساس خود کند تا شاید از این جهنمی که مهندس موسوی با متانت برایش درست کرده نجات یابد.
در پایان خوشحالم که در دوره قبل به احمدی نژاد راءی ندادم و افتخار می کنم که در این دوره نیز به ضعیف ترین رئیس جمهور ایران که انتخابش در دوره قبل نیز حرف و حدیث فراوان داشت راءی نخواهم داد زیرا معتقدم که امشب احمدی نژاد در مناظره سیاسی خود مرد. قطعا" یفین خواهم داشت که در مناظره های بعدی به خصوص در مقابل شیخ بزرگ اصلاحات کروبی عزیز نیز حرفی برای گفتن نخواهد داشت.
به امید پیروزی اصلاحات و شکست دیکتاتور

طبقه بندی: سیاسی، اخبار، اجتماعی، عمومی، در لابلای خبرها، گوناگون، بزرگان، متنوع،
نقض حکمی دیگر!

علیک سلام!
«رکسانا صابری از زندان آزاد شد» این خبری بود که دیروز بعدازظهر اعلام شد و مثل بمب صدا کرد!
به توضیحات نسبتا مفصل این خبر به نقل از بی.بی.سی فارسی توجه بفرمائید:
«عبدالصمد خرمشاهی، وکیل مدافع رکسانا صابری، خبرنگار ایرانی آمریکایی که به اتهام جاسوسی برای آمریکا محکوم شده بود، از آزادی موکل خود خبر داده است. این خبرنگار در روز 18 آوریل به هشت سال زندان محکوم شده بود، اما به گفته آقای خرمشاهی، دادگاه تجدید نظر حکم او را به دو سال حبس تعلیقی کاهش داد و به این ترتیب خانم صابری امروز دوشنبه 11 مه آزاد شد.آقای خرمشاهی در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی طول مدت تعلیق حکم را پنج سال عنوان کرده بود و گفته بود این خبرنگار در این مدت از فعالیت خبرنگاری در ایران محروم است. با این حال وکیل خانم صابری گفت موکل او مانعی برای خروج از کشور نخواهد داشت. باراک اوباما، رئیس جمهوری امریکا از حکم جدید دادگاه استقبال کرده و آن را نشانه ای از رفتار بشردوستانه ایران دانسته است. هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا نیز گفت که با شنیدن این خبر "دلگرم" شده است و افزود: "ما مسلما به بررسی خود در خصوص اتهامات وارده به او (رکسانا صابری) ادامه خواهیم داد." به گفته مقامات ایرانی، مجوز خبرنگاری خانم صابری در سال 2006 لغو شد و وی تا زمان بازداشت بدون مجوز فعالیت می کرده است. محمد صالح نیکبخت، دیگر وکیل رکسانا صابری نیز در گفتگو با خبرگزاری ایسنا عنوان کرد که دادگاه تجدیدنظر بجای استناد به ماده 508 قانون مجازات اسلامی، به ماده 505 این قانون استناد کرده است. ماده 508 قانون مجازات اسلامی حکم همکاری با دولت های متخاصم علیه جمهوری اسلامی را تعیین می کند، اما ماده 505 حکم فردی را بیان می کند که "با هدف برهم زدن امنیت كشور به هر وسیله اطلاعات طبقه بندی شده را باپوشش مسوولین نظام یا مامورین دولت یا به نحو دیگر جمع آوری كند چنانچه بخواهد آن را دراختیار دیگران قرار دهد و موفق به انجام آن شود." خبر تخفیف حکم رکسانا صابری یک روز پس از برگزاری جلسه چهار ساعته دادگاه تجدید نظر اعلام شد که به گفته وکیل خانم صابری، قضات شعبه 14 دادگاه تجدیدنظر "وقت کافی برای دفاع به طرفین پرونده دادند." این پرونده باعث جلب توجه مجامع بین المللی شده بود و به ویژه کشورهای آمریکا و ژاپن خواستار آزادی این خبرنگار 32 ساله شده بودند. آمریکا اتهام جاسوسی به این خبرنگار که در شش سال گذشته در ایران زندگی کرده را رد کرد.در بهمن ماه سال 1387 که خبر بازداشت رکسانا صابری منتشر شد اتهام او خرید مشروبات الکلی عنوان شده بود، با این حال مقام های ایران او را به فعالیت خبرنگاری بدون در اختیار داشتن مجوز فعالیت نیز متهم کردند.خانم صابری برای شبکه های NPR و فاکس نیوز آمریکا و همچنین بی بی سی فعالیت کرده بود.»
راستش برام سوال ایجاد شده! چطور میشه دادگاهی یک نفر را به جرم سنگین جاسوسی به هشت سال زندان محکوم می کند ولی در فاصله اندکی پس از آن دادگاهی دیگر آن حکم را نقض کرده و همان فرد (متهم به جاسوسی!) را آزاد می کند!!
البته چنین اتفاقاتی قبلا هم از سوی قوه قضائیه ایران تکرار شده. اگر یادتون باشه چند سال پیش آقای هاشم آغاجری به جرم ارتداد به اعدام محکوم شد و پس از مدتی آزاد شد! یا دو سال پیش 15 ملوان نیروی دریائی انگلیس به جرم جاسوسی(!) دستگیر شدند و پس از مدت زمان خیلی کوتاهی با سلام و صلوات و با بدرقه شخص رئیس جمهور آزاد شده و به کشورشان برگشتند! و یا این اواخر آقای رامین جهانبگلو و خانم هاله اسفندیاری به جرم جاسوسی و براندازی نرم دستگیر و سپس آزاد شده و حتی از ایران خارج شدند!!
منبع : روزانه
طبقه بندی: سیاسی،
سایر

مهراوه شریفی نیا در مراسم ختم پیمان ابدی

باران کوثری در مراسم ختم پیمان ابدی

محمد رضا گلزار در مراسم ختم پیمان ابدی

تشیع پیکر پیمان ابدی

پژمان بلزغی در مراسم ختم پیمان ابدی

رضا کیانیان در مراسم ختم پیمان ابدی

محمد رضا گلزار

مرحوم پیمان ابدی

باران کوثری در مراسم ختم پیمان ابدی

سیامک انصاری

شهاب حسینی

احسان خواجه امیری در مراسم ختم

علیرضا خمسه

احسان خواجه امیری

پوریا پور سرخ

دانیال حکیمی در مراسم ختم پیمان ابدی

شیلا خدادا و محمد رضا شریفی نیا

محمد رضا شریفی نیا

مراسم ختم پیمان ابدی

محمد رضا شریفی نیا و شهاب حسنی

شهاب حسینی در حال سوگواری

شهاب حسینی

شهاب حسینی

علیرضا خمسه

یوسف صیادی

پیمان ابدی
پیکر پیمان ابدی بدلکار سینمای ایران که دو روز پیش سر صحنه یک فیلم تلویزیونی جان خود را از دست داد، امروز جمعه 18 اردیبهشت از مقابل خانه سینمای ایران تشییع شد.
خاانه سینما امروز میزبان هنرمندان مختلف عرصه سینما نظیر رضا کیانیان، محمدرضا گلزار، بهمن دان، باران کوثری و شقایق دهقان و همچنین خانواده و علاقمندان پیمان ابدی بود که برای وداع با این هنرمند فقید گردهم آمده بودند.
در ابتدای این مراسم و بعد از قرائت آیاتی چند از کلامالله مجید، مسعود حقی دستیار کارگردان فیلم تلویزیونی “چشمان نامحسوس” درباره چگونگی وقوع حادثه و فوت پیمان ابدی در صحنهای از فیلم گفت: خبرهایی در رسانههای مختلف درباره نحوه فوت پیمان ابدی درج شده بود که صحت نداشت. لحظاتی قبل از حادثه در کنار پیمان ایستاده بودم و گفتم این کار خطرناک است. پیمان گفت قصد دارد در سینمای اکشن ایران بدعتگذاری کند. او از عظیم موسوی سرپرست جلوههای ویژه فیلم خواست انتهای اتوبوسی را که قرار بود منفجر شود پر از بنزین کنند.
وی ادامه داد: پیمان قصد نداشت اتوبوس را به انتهای دره فرستاده و با چاشنیگذاری آن را منفجر کند. از اینرو از بچهها خواست کوکتل مولوتوف در اختیارش بگذارند. سیدمحسن موسویان کارگردان فیلم نیز به او گفت اگر این کار خطرناک است انجامش ندهد ولی پیمان با اطمینان شروع به کار کرد. او در همه کارهایش بسیار دقیق بود. روز قبل از حادثه صحنهای خیلی سختتر را به خوبی انجام داده بود.
حقی درباره لحظه وقوع حادثه توضیح داد: کوکتل مولوتوف در کنار فرمان اتوبوس بود که لحظهای به زیر افتاد، دیدم پیمان خم شد تا آن را بردارد. برای یک لحظه دیدم او تمرکز لازم را ندارد و بعد از لحظاتی در ماشین را باز کرد و دیدم بیرون پرید، اما چرخ اتوبوس به روی یک تکه سنگ رفت و از حرکت ایستاد و تنها یک لحظه شنیدیم که پیمان کمک خواست. باور کنید ما همه سعی کردیم اتوبوس را حرکت دهیم ولی نشد. حتی جرثقیل هم نتوانست کمکی بکند. پیمان در صحنه و چیزی که به آن اعتقاد داشت مردانه رفت زیرا میخواست بدعتی در سینمای اکشن ایران به جای گذارد.
در ادامه یکی از شاگردان مرحوم پیمان ابدی از او به عنوان دوستی خوب و برادری مهربان یاد کرد و گفت: خوشبرخوردی پیمان زبانزد خاص و عام و اعتماد به نفسش مثالزدنی بود. به یاد ندارم سر صحنهای از فیلمهایی که میرفتیم پیمان مورد توجه و محبوب جمع قرار نگیرد. او همه را شیفته خود میکرد. وی وقتی وارد ایران شد هدفش این بود که سینمای اکشن ایران را متحول کند.
وی افزود: من به نیابت از تمامی بچههای تیم و گروه اکشن ابدی میگویم پیمان نهایت تلاش خود را برای تحول سینمای اکشن ایران انجام داد و حتی در این راه جان خود را فدا کرد. پیمان مانند نام خانوادگیش ابدی و جاودانه شد و ما نخواهیم گذاشت راهی را که به روی سینمای ایران باز کرد، بسته شود بلکه راهش را ادامه داده و نامش را زنده نگه میداریم.
بعد از این سخنان پیکر مرحوم پیمان ابدی به داخل فضای باز خانه سینما آورده شد و در میان اشک و گریه حاضران آخرین لحظات خود را در کنار اهالی و خانواده سینما سپری کرد و از آنجا به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) تشییع شد.
ابدی متولد 1351 تهران و بزرگ شده آلمان بود. او در گروه اکشن کانسرت یکی از چهار گروه برتر بدلکاری در آلمان عضویت داشت. مرحوم ابدی که به خاطر حضور در صحنههای بدلکاری مجموعه آلمانی “هشدار برای کبری 11″ شهرت داشت، سه سال پیش به ایران بازگشت و از آن زمان در بسیاری از پروژههای سینمایی و تلویزیونی به عنوان بدلکار و طراح صحنههای تصادف و سقوط از ارتفاع فعالیت کرد.
منبع : خبرگزاری فارس و مهر سینمای ما
طبقه بندی: پرنیان، هنری،
| |||
|
|
طبقه بندی: اخبار،

زندگی جیره ی مختصری است
مثل یک فنجان چای...
وکنارش عشق است
مثل یک حبه ...
زندگی را با عشق نوش جان باید کرد
ما که همسایه اشکیم ولی با دله تنگ، گر لبی خنده کند یاد شما می افتیم...
فریاد من از داغ توست بیهوده خاموشم نکن
حالا که یادت میکنم دیگر فراموشم نکن
کاش دوست داشتن فرستادنی بود تا از راه دور تقدیم تو میکردم
پایه عشق معرفته عاشقی یک لیاقته
نشانه های عاشقی وفا صفا صداقته
تو اگر هیچ شوی گوهر زیبای منی
خودمانی با تو گویم که تو دنیای منی
ما دل فروشان دل به بازار محبت میبریم، هر چه داریم میفروشیم و محبت میخریم
چون بسی ابلیس آدم روی هست، پس به هردستی نشاید داد دست.
اگر آبی تر از آبم اگر همزاد مهتابم بدون تو چه بی رنگم بدون تو چه بی تابم...
در رنجی که ما می بریم ، درد نه تنها در زخم هایمان ، که در اعماق قلب طبیعت نیز
حضور دارد.در تغییر هر فصل ، کوهها ، درختان و رودها ظاهری دگرگونه می یابند ،
همانگونه که انسان در گذر عمر ، با تجربیات و احساساتش تحول می یابد. در دل هر
زمستان ، تپشی از بهار و در پوشش سیاه شب، لبخندی از طلوع نمایان است
دلم رفت و دگر جانی نمانده
به ابر دیده بارانی نمانده
ببین این حال و احوال خرابم
بجز درد و پریشانی نمانده
طبقه بندی: عاشقانه،
قسمت پایانی مجموعه تلویزیونی «یوسف پیامبر(ع)» جمعه این هفته 11 اردیبهشت ماه به روی آنتن میرود.
فیلم برداری سریال حضرت یوسف(ع) روز 27 خرداد ماه سال 83 كلید خورد و و پس از گذشت 1129 روز تصویربرداری این مجموعه روز 27 فرودین ماه سال 86 در شهرك دفاع مقدس به پایان رسید.
بنابراین گزارش این مجموعه تلویزیونی در 45 قسمت 50 دقیقه ای برای سیما فیلم تولید شد و تدوین هم زمان آن نیز توسط «حسین زندبافـ» انجام شد. صداگذاری این مجموعه را «محمدرضا دلپاك» انجام داد و «پیمان یزدانیان» موسیقیاش را ساخت.
در این مجموعه تلویزیونی كه جزء پروژههای الف سیما فیلم به شمار میرود و كار نگارش آن چهارسال به طول انجامیده، «جمال شورجه» به عنوان مشاور كارگردان حضور داشته است.
در این مجموعه 20 بازیگر بازیگر نقش اول، 20 بازیگر نقش دوم و 40 بازیگر نقش سوم بازی كردند و در برخی از صحنهها هزار تا 1200 نفر سیاهی لشكر حضور داشتهاند.
بازیگرانی چون محمود پاك نیت، كتایون ریاحی، پروانه معصومی، جعفر دهقان، جهانبخش سلطانی، مهوش صبركن، لیلا بلوكات، مصطفی زمانی، رحیم نوروزی ، زهرا سعیدی، سعیده عرب، نسرین یكسایی، فرشته سرابندی، الهام حمیدی، پانتهآ مهدینیا، امیر حسین مدرس، اسماعیل سلطانیان ، محمد علی سلیمان تاش، محمد قاسم پورستار، عباس امیری ، سروش كهوری نژاد، داوود شیخ، زهیریاری، اردلان شجاع كاوه، رضا آقاربیع، اسرافیل علمداری ، علی بكائیان، ناصر فروغ، كوروش زارعی، سیروس اسنقی، مجتبی بیطرفان، حسین جعفری و ارسلان قاسمی نژاد در این سریال قرآنی به ایفای نقش پرداختهاند.
بودجه این سریال در زمان تولید یكی از بحث برانگیزترین مباحث موجود بود كه فرج الله سلحشور در گفتوگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس درباره بودجه گفت: چند وقت پیش یكی از روزنامهها تیتر زده بود كه پروژه حضرت یوسف 200 میلیارد ریال معادل 20 میلیارد تومان هزینه داشته است. این خبر مصادف با زمانی بود كه من با آقای ضرغامی صحبت كرده بودم و از ایشان خواهش كرده بودم رقم اصلی بودجه این سریال را اعلام كند.
وی افزود: بلافاصله نیز از سوی سیما فیلم اعلام شد كه 7 میلیارد تومان برای ساخت سریال هزینه شده كه ما 6 میلیارد و 400 میلیون آن را از تلویزیون گرفتیم و 600 میلیون هم خودمان از جاهای مختلف جذب كمك كردیم. سریالهایی نیز كه همزمان با این سریال ساخته شد، هنوز در حال ساخت است. پخش این سریال به پایان رسید، اما آنها هنوز تصویربرداری میكنند. پس نمیتوانیم بگوییم زمان آن سریالها با زمان سریال ما متفاوت بوده است. هر قدر بودجه ما و آنهاست ، میتواند مبنای قضاوت باشد. سریال ما یك چهارم سریالهای دیگر هزینه برداشته است.
طبقه بندی: اخبار،
تبلیغات 










































































